دوستک

دوست کوچکی برای آنان که دوستشان دارم.

پنیر
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢۳  

من تا کی باید از دست آدمهای فهمیده بکشم. بابا یک کم احمق باشید. مثل من.

بلاگفا


 
اسباب کشی
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۳۱  
این پرشین بلاگ واقعاً شورش رو در آورده. فعلاً رفتم بلاگفا. این خونه به دوشی هم مصیبتی شده برای ما.
 
دندون
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٥  

قبلاً گفته بودم یکی از بزرگترین شهوات لذیذ زندگی اینه که وقتی آسانسور گیر کرده و هشت طبقه رو باید پیاده بری، وقتی رسیدی بطری آب رو از تو یخچال ورداری سربکشی.

حالا میگم وقتی شهوات زندگی زیاد بشه دیگه اونقدرها هم حال نمیده. مخصوصاً اگر دندونت شکسته باشه و نتونی با آب سرد خودت رو ارضا کنی.

پ.ن. امیدوارم به خاطر این پست فیلتر نشم. 


 
بلاگفا
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۱  
چند وقت بود تو بلاگفا ننوشته بودم. برای اینکه تو فروردین87 آرشیوش خالی نباشه، یه چیزی نوشتم. گناه داشت حیوونی.
 
قاعده لعنتی
ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۱  

می خواستم یه چیزای خوب خوبی بگم ولی قواعد بازی نمی ذاره. در عوض یه چیز دیگه میگم. کتاب هستی و زمان هایدگر به فارسی ترجمه شد. نشر ققنوس منتشر کرده و اینترنتی سفارش دادم. منتظرم تا برسه. یک کتاب دیگه که از یاسپرس سفارش داده بودم رسیده. خیلی خوندنش وسوسه برانگیزه. "نیچه درآمدی به فهم فلسفه ورزی او"

حالا که اینا رو گفتم بذار یه چیز دیگه هم بگم. این نرم افزار OneNote واقعاً کاربردی و جالبه و البته طبق معمول سایر محصولات مایکروسافت، پر از اشتباه و ناقص. 


 
کینگ این هیز هند
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٩  

اخیراً متوجه شدم که خاطرات بد گذشته داره به شدت کم رنگ میشه. امروز رفته بودم دانشگا(ه) ولی حس خیلی بدی مثل گذشته نداشتم. هرچقدر هم که فکر کردم که چرا قبلاً از دانشگا(ه) متنفر بودم فقط چیزای خیلی جزئی یادم اومد.

پ.ن. شما میدونستین برگه انصراف از تحصیل رو باید از مرکز مشاوره گرفت؟ خب من نمی دونستم. دوباره همش از اول. اگه گذاشتن ما بریم سربازی... 


 
زندگی، جنگ و دیگر هیچ
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۸  
کناب زندگی، جنگ و دیگر هیچ رو از اوریانا فلاچی می‌خوندم. اوایل کتاب با نویسنده همگام بودم ولی از اواسط کتاب حس کردم که از نویسنده دور شدم. حس کردم چیزهایی رو دیده و تجربه کرده که من ندیدم و تجربه نکردم. یک سؤال اساسی دارم.
جنگ عامل مرگ است یا جنگ مبارزه با مرگ است؟
اگر قبل از شروع به خوندن این کتاب از من این سؤال رو می‌پرسیدن، می‌گفتم مرگ مثل یک بیماریست. عامل مرگ است هر چند که انسان در طول بیماری با مرگ مبارزه می‌کند. یعنی مبارزه عکس‌العمل در برابر مرگ است و جدا از جنگ. ولی حالا زیاد هم مطمئن نیستم. فکر کنم جنگ ویتنام حدود 20سال طول کشید. حالا اگر یک کودک در سالهای اول جنگ به دنیا بیاید، در 18 سالگی به این سؤال چه جوابی می‌دهد؟ درست مثل اینه که از من بپرسند، بی‌معنایی زندگی، عامل پوچی است یا مبارزه با پوچی؟ من به شما خواهم گفت، مبارزه با پوچی. مستقل از درستی یا نادرستی جواب من، من می‌خوام بدونم کسی که جنگ رو عامل مرگ نمی‌دونه، چه جوری فکر می‌کنه؟
خیلی چیزهاست که دوست دارم تجربه کنم. شاید برم سربازی. وسوسه شدم تجربه‌اش کنم.

 
آرزو
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٧  

در راستای پست قبلی من همین الان فهمیدم که به یک بازی دعوت شدم. باید هفت تا آرزوی محالم رو اسم ببرم. هفت تا خیلی زیاده ولی یک کاریش می کنم.

1. دوست دارم هیچ وقت نمیرم. (غافلگیر شدین! نه؟)

2. دوست دارم کسایی رو که دوست دارم بیشتر دوست داشته باشم. (شعر نمیگم به خدا، راست میگم.)

3. دوست دارم واسیلی حرف بزنه.

4. دوست دارم خیلی سفر کنم مخصوصاً به آفریقا.

5. دوست دارم می تونستم برای بچه هایی که فقط به خاطر خودخواهی های پدر و مادرشون به دنیا میان، کاری می کردم.

6. دوست دارم آلمانی یاد بگیرم و کتابهای نیتچه رو به زبان اصلی بخونم. (شاید خیلی هم محال نباشه.)

7. دوست دارم می تونستم تمام زندگی رو بخورم. حتی آدمها رو.

ظاهراً حالا باید هفت نفر رو دعوت کنم. پس اینا آماده باشن.

مجتبی، دخترک، امین، عزیز، علی، مجید و میرطار 


 
تعطیلات
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٧  
سلام
1. امسال به عنوان هدیه سال نو به خودم تعطیلاتم رو بیشتر کردم. تمام تعطیلات رو هم در کنار آغوش گرم خانواده سپری کردم. از اونجایی که عادت دارم فقط با هنک وارد وب بشم، غیر از دو سه بار چک میل تماس دیگه‌ای با دنیای مجازی نداشتم. دلم براش تنگ شده بود.
2. امسال تعطیلات رو با واسیلی باهم بودیم. بعد از مدتها واسیلی هم بالاخره رفت حموم کرد. حالا خوشگلتر شده.
3. از بعد از تابستان 80 تا به حال این طولانی‌ترین تعطیلاتی بود که مشهد گذروندم.
4. یک مشکل بزرگی که مشهد داشتم این بود که همیشه کاغذ و قلم دم دست نبود تا مکاشفات آنی و گذرا رو یادداشت کنم. ولی بعضی‌هاش یادم مونده.


* هنک اسم کامپیوترم‌ه. فکر کنم قبلاً یه دفه گفته بودم.


 
گوگل
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤  

بعضی وقتها که کلمات سرچ شده منتهی به وبلاگهام رو نگاه می کنم چیزهای جالبی توش پیدا میشه:

ایندرال / فلسفه زندگی / بازی شلم / فلوکستین / کتاب ترس و لرز دانلود / کتاب هابیل اونامونو / خاطرات اولین روز من در خوابگا / نیچه هیتلر / اونامونو / قرص ایندرال / هفت کثیف / دلفین ها / سگ به ز من است اگر برم نام بهشت / هابیل قابیل کتاب / شمس اللهی / هابیل اونامونو / افسردگی سندرم شریف / نمره تراز / کلونازپام / کلونازپام www.*.ir میلی گرم / استرس ایندرال / تقدیرنامه برام پیدا کن / دیداران / آموزش بازی شلم / وبلاگ محمد صدیق / کتابخوانی / کتاب و کتابخوانی / کتاب و کتاب خوانی / فلسفه زندگی / گروه درمانی صنعتی / دانلود بازی شلم ورق / شلم / کلونازپام خودکشی / لورازپام / زیست سلولی مولکولی / گیم تئوری / خانم گرگه / ثکص / موجودات سه بعدی / کلونازپام / کسی یه دکتر روانپزشک خوب نمیشناسه ؟ / لسانجلس / نیتچه / متخصص روانکاو / گزارش کار آموزی در مورد فضای سبز / متخصصین روانپزشک / روش کار با مولتیمتر / یک صبح بانشاط / کمتر بخوابیم / رفیق بد سینما سانس / برق شریف / واسیلی / قانون کاردر ژاپن / محمود سعادت / سیستم دستمزد متصل به بهره وری / شهرزاد عالم فتحی / all pass filter الکترونیک / sms آذر 86 / محمد پسر خیلی خوبی است / داستان سجده نکردن آدم بر انسان / وداع با قانون کار / all pass filter / سینما سپیده بلوتوث / دوستک واسیلی / ایندرال کلونازپام / وبلاگ ورطه / doostak / زمان فیزیک کیشلوفسکی / داستان صکث / پیچیدگی / قیمت کارت تی وی / استرس / قلب / خود کشی کلونازپام / کلونازپام / خانم گرگه / احلاق پزشکان / احلاق در پزشکی / سگ عجیب ولی واقعه ای / خودکشی کلونازپام / ایندرال کلونازپام / قرص ایندرال40 / www.shamlou.org / کلونازپام و خود کشی / تداعی آزاد / امین پورمحمدی / دلم براش تنگ شده / قاف / دوبیتی خیام / دلم برات خیلی تنگ شده

البته خودکشی، اسم داروها و چیزای مرتبط که زیاد بود. ولی کسی که "کسی یه دکتر روانپزشک خوب نمیشناسه ؟" رو سرچ کرده گوگل رو با آدمیزاد اشتباه گرفته و من یادم نمیاد روش کار با مولتی متر رو جایی توضیح داده باشم.